شب 6 محرم الحرام

خرید بک لینک

ز حسن هر کس که در دل ذره ای هم کینه داشت

نیزه ای پرتاب کرد و زخم بر جسمم گذاشت

تیر باران شد پدر من سنگ باران ای عمو

وای از سنگینی نعل سواران ای عمو

مادرم را گو ببیند قاسمش رعنا شده

سیزده ساله یتیمش هم قد سقا شده

بند بند پیکر من ای عمو از هم گسست

مفصلم از هم جدا شد استخوان هایم شکست

عده ای با نیزه و یک عده با تیرم زدند

دوره ام کردند و راحت تیغ و شمشیرم زدند

می شنیدم یک نفر فریاد زد در همهمه:

می زنم ضربه به پهلویش ز بغض فاطمه

هیئت شیفتگان حسینی ملایر...

ما را در سایت هیئت شیفتگان حسینی ملایر دنبال می‌کنید

برچسب: الحرام, نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: چهارشنبه 5 مهر 1396 ساعت: 19:41

صفحه بندی