هیئت شیفتگان حسینی ملایر

متن مرتبط با «الحرام» در سایت هیئت شیفتگان حسینی ملایر نوشته شده است

شب سوم محرم الحرام

  • نیلوبلاگ

    هم بازیانم نیستند، امشب کنار بسترم قاسم، عمو عبّاس، عبدالله، داداش اکبرم   یادت می آ&#...

    ادامه مطلب
  • شب 8 محرم الحرام

  • نیلوبلاگ

    خبر مرگ ز چشم نگران بدتر نیست یک جهان داغ هم از داغ جوان بدتر نیست پدر پیر پسر مرده به مردن راضیست بی عصا هر که زمین خورده از آن بدتر نیست چقدر بر پدر پیر علی خندیدند زخم شمشیر هم از زخم زبان بدتر نیست هیچ جان کندنی از پاشنه بر خاک زدن با لب تشنه دم دادن جان بدتر نیست تازه بر تن زرهی داشت چنین پاشیدست! حدسم اینست سه شعبه ز سنان بدتر نیست دیدن این همه زخم و تنی اربا اربا از تماشای زنی ضجه زنان بدت...

    ادامه مطلب
  • شب تاسوعا محرم الحرام 96

  • نیلوبلاگ

    ای اهل حرم میر و علمدار نیامد xa0 سقای حسین سید و سالار نیامد...

    ادامه مطلب
  • شب ذوم محرم الحرام

  • نیلوبلاگ

    *** دلِ من غرق تمناست بيا برگرديم عاشقي با تو چه زيباست بيا برگرديم سرزميني كه تورا عاقبت از من گيرد آري اي يار همين جاست بيا برگرديم بين هر خيمه كه رفتيم جگرم سوخت حسين همه جا ناله ي زهراست بيا برگرديم حيف از حنجر ششماهه كه تيرش بزنند حرمله روبه روي ماست بيا برگرديم مشكِ عباس اگر تير خورَد باكي نيست حيفِ آن ديده ي سقاست بيا برگرديم اينقَدَر گودي و اينقَدر سراشيبي و سنگ اين زمين غرق معماست بيا برگ...

    ادامه مطلب
  • شب سوم محرم الحرام

  • نیلوبلاگ

    هم بازیانم نیستند، امشب کنار بسترم قاسم، عمو عبّاس، عبدالله، داداش اکبرم xa0 یادت می آید من چقدر آسوده می خوابیدم آن شبها که می خندید در گهواره ی خود اصغرم؟ xa0 امشب ولی بدخوابم و هی خواب می بینم چهل اسب بزرگ سرخ مو رد می شوند از پیکرم xa0 بر گونه ام جای چهار انگشت می سوزد عمو! زخم است، تاول تاول است انگشتهای لاغرم xa0 بابا! برای من نخر آن گوشوار نقره را حالا که هی خون می چکد از گوشهای خواهرم xa0 بابا لبش ر...

    ادامه مطلب
  • شب چهارم محرم الحرام

  • نیلوبلاگ

    دوباره در دل من خیمهی عزا نزنید نمک به زخم من و زخم خیمهها نزنید شکستهتر ز منِ پیر دیگر این جا نیست مرا زمین زده است اکبرم، شما نزنید برای آن که نمیرم ز شرم مادرتان میان این همه لبخند دست و پا نزنید خدا کند که بگوید کسی به قاتلتان فقط نه این که دو بیکس، دو تشنه را نزنید که در برابر چشمان مادری تنها سر دو تازه جوان را به نیزهها نزنید ...

    ادامه مطلب
  • شب 5 ماه محرالحرام

  • نیلوبلاگ

    از میان خیمه تا گودال … با سر آمدهاین برادر زاده که جای برادر آمده کیست این آزاده که پرواز دارد می کندxa0کیست این آزاده … انگار از قفس در آمده هر طریقی بوده از عمه جدا گردیده واز پس چشمان خیس خواهرت برآمده با نوای لا افارق با نگاهی اشکبارتا میان معرکه با حال مضطر آمده خون ابراهیم در رگهاش جاری گشته استمثل اسماعیل اگر تا زیر خنجر آمده مثل سقای حرم ، با بوسه ی شمشیرهادستش آویزان شده … از جای خود درآمد...

    ادامه مطلب
  • شب 6 محرم الحرام

  • نیلوبلاگ

    ز حسن هر کس که در دل ذره ای هم کینه داشت نیزه ای پرتاب کرد و زخم بر جسمم گذاشت تیر باران شد پدر من سنگ باران ای عمو وای از سنگینی نعل سواران ای عمو مادرم را گو ببیند قاسمش رعنا شده سیزده ساله یتیمش هم قد سقا شده بند بند پیکر من ای عمو از هم گسست مفصلم از هم جدا شد استخوان هایم شکست عده ای با نیزه و یک عده با تیرم زدند دوره ام کردند و راحت تیغ و شمشیرم زدند می شنیدم یک نفر فریاد زد در همهمه: می زن...

    ادامه مطلب
  • شب هشتم محرم الحرام 1438

  • نیلوبلاگ

    برای مشاهده کامل تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...

    ادامه مطلب
  • شب پنجم محرم الحرام ۱۴۳۸

  • نیلوبلاگ

    برای مشاهده کامل تصاویر به ادامه مطالب مراجعه فرمایید...

    ادامه مطلب
  • شب ششم محرم الحرام ۱۴۳۸

  • نیلوبلاگ

    برای مشاهده کامل تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمائید...

    ادامه مطلب
  • شب هفتم محرم الحرام 1438

  • نیلوبلاگ

    برای مشاهده کامل تصاویر به ادامه مطلب مزاجعه فرمایید...

    ادامه مطلب