
از میان خیمه تا گودال … با سر آمدهاین برادر زاده که جای برادر آمده کیست این آزاده که پرواز دارد می کندxa0کیست این آزاده … انگار از قفس در آمده هر طریقی بوده از عمه جدا گردیده واز پس چشمان خیس خواهرت برآمده با نوای لا افارق با نگاهی اشکبارتا میان معرکه با حال مضطر آمده خون ابراهیم در رگهاش جاری گشته استمثل اسماعیل اگر تا زیر خنجر آمده مثل سقای حرم ، با بوسه ی شمشیرهادستش آویزان شده … از جای خود درآمد...
ادامه مطلب